مرتضى راوندى
312
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
يخ را با قپان وزن مىكردند و خروارى به خركچيها مىفروختند . آنها آن را با تيشه قطعهقطعه مىكردند و به مردم مىفروختند . سقاها ، خيكها و مشكهاى خود را از رودها يا نهرهاى دوردست پرآب مىكردند و بوسيلهء شتر يا قاطر به شهرها مىآوردند . سحرگاهان كه صداى زنگولهء شترها و قاطرها به گوش مىرسيد ، مردم براى تأمين آب مورد نياز خود به كوچهها و معابر مىآمدند . رختشويها نيز بدنبال قاطرهاى خود حركت مىكردند و پس از گرفتن پيراهن و ديگر البسه ، آنها را به كنار رودخانه مىبردند و پس از شستشو و ماليدن بسيار آنها را سفيد و تميز به صاحبانشان تحويل مىدادند . بر خلاف رختشويان باوجدان ، زنهاى فريبكارى بودند كه لباسهاى مردم را در آب آهك قليا و تيزاب شستشو مىدادند و با اين عمل مزورانه از دوام پارچهها مىكاستند . » « 1 » خواربار و بهاى كالاها « از دكانها بطرزى خوب و رضايتبخش نگهدارى مىشد . سنگفرش و آجرفرش كف دكانها را غالبا مىشستند و اثاثه و وسايل كار مغازهها را تميز و پاكيزه مىكردند ، و خود فروشندگان نيز لباسى تميز به تن مىكردند . علاوه بر اين ، عدهاى از مأمورين پليس با دقت و مراقبت دكانهايى را كه فروشندهء مواد غذايى بودند تحتنظر و مراقبت مىگرفتند تا از تقلبات احتمالى آنها جلوگيرى كنند ، و حيله و نيرنگى مكتوم نماند . به اين ترتيب ، آسيابانها و نانواييهايى كه از آنان آرد مىگرفتند ، مورد تفتيش و بازرسى قرار مىگرفتند ، و مأمورين مخصوص سنگ آسيا ، الك ، قپان ، وزنهها ، كيسهها و گونيهاى آرد را از جهات مختلف بازرسى مىكردند . بموجب دستور پليس ، كاركنان نانوايى موظف بودند كه كيسهها و گونيهاى آرد را در فاصلههاى معين به خوبى شستشو دهند و آنها را در محل مخصوص بياويزند تا مورد هجوم موشها قرار نگيرد و كثيف و آلوده نشود . نانواها از خميرهاى ورآمده بهترين نانها را مىپختند . شكل تنورها و نانها در مناطق و استانهاى مختلف فرق مىكرد ؛ مثلا در مناطق جنگلخيز كه مواد سوختنى فراوان بود ، تنورهايى از آجرنسوز كمابيش شبيه به تنورهاى امروزى مىساختند و در آن نانشيرينيهاى گردى كه هريك چند كيلو وزن داشت مىپختند . در كشورها و مناطق جنوبى كه در آنجاها چوب اندك و گرانبها بود ، تنورهايى گلى شبيه چليك مىساختند كه يك متر از سطح زمين گودتر و شكل آنها مورب بود . يكى از خصوصيات اين نوع تنورها اين بود كه با سوزاندن خار و بوته يا تپاله ، فورا گرم مىشد و در فاصلهء چند دقيقه در آن پختن نان و نانشيرينى امكان - پذير بود . علاوه بر اينها تنورهاى آجرى ديگرى مىساختند كه كف آنها پر از ريگ بود و با قطعات چوب يا بوته كه در قسمت پايين آن مشتعل مىساختند ، آن را به خوبى گرم مىكردند . در اين دو نوع تنور ، نانشيرينيهاى گرد و بيضىشكلى مىپختند كه روى آنها دانههاى زيره ، رازيانه ، و كنجد مىپاشيدند . پس از آنكه خمير كاملا برآمده و نرم مىشد ، قطعهقطعه ، با پاروى مخصوصى در تنور گسترده مىشد . پس از چند دقيقه ، با ميلهء آهنى زيرورو مىكردند و پس از 10 دقيقه ، نان سنگك آماده مىشد . به اين ترتيب ، مىتوانستند مقدار زيادى نان با مصرف اندكى مواد سوختنى پخته و آماده سازند . اربابان و صاحبان نانواييها ، دستههاى مختلفى از
--> ( 1 ) . همان . ص 303 - 301 .